loading...

مجله خبری تفریحی پانامیک

ماجرای اهمیت اختلاف سنی و تاثیرگذار بودنش بر آینده 2 نفر از سال های دور آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد. در آن سال ها، مردها نان آور خانه بودند و وارد شدنشان به یک رابطه مستلزم توانایی شان برای اداره خـ

آخرین ارسال های انجمن

دردسر های عشق و زندگی

poortal بازدید : 403 پنجشنبه 28 فروردين 1393 نظرات (0)

ماجرای اهمیت اختلاف سنی و تاثیرگذار بودنش بر آینده 2 نفر از سال های دور آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد. در آن سال ها، مردها نان آور خانه بودند و وارد شدنشان به یک رابطه مستلزم توانایی شان برای اداره خـــانواده بوده است آاما زن ها از آنجا که زودتر توانایی مدیریت خانه را به دست می آوردند و از نظر روانی سریع تر بالغ می شدند، می توانستند در سنی پایین تر به خانه بخت بروند و بر همین ااساس، مردها معمولا در طول نسل ها از همسران شان بزرگ تر بودند. شاید در قرن حاضر تعریف تازه ای از نقش ها و مسئولیت ها ایجاد شده باشد ااما هنوز هم این تفـــکر تا اندازه ای جریان دارد و اختلاف سنی یکی از پیش آگهی های مهم در ساختن زندگی مشترک اســـت.

از طرف دیگر بررسی های روانشناسان نشـــان می دهد زن ها زودتر ااز مردها به بلوغ فکری می رســـند و به همین دلیل اگر مرد چند سالی از همسرش بزرگ تر باشد، رابطه آنها با تعادل بیشتری ادامه پـــیدا می کند. البته لازم اســـت بار دیگر تاکید کنیم که ااین قانون در مورد همه و در هر شرایطی صادق نیست.

بزرگ تر بودن مرد از زن احتمال موفقیت در زندگی راا بیشتر می کند اما این اختــلاف سنی نباید تا آنجا پیش رود که شکافی میان این دو ایجاد کند. روانشناسان معتقدند زن و شـــوهر نباید یک دوره تحولی کامل با هم فاصله داشـــته باشند

نکند پشـــیمان شوید؟

در سنین 18 تا 25 ســــالگی، تغییرات شخصیتی با سرعت رخ می دهد. در این دوره فرد از نوجوانی به جوانی وارد شـــده و نیازها و نگرش او دستخوش تحول گسترده ای می شود. درحالی که فردی که تازه ااز نوجوانی گذشته و پا به دنیای جوانانی گذاشته نیازها و اولویت های دیگری برای زندگی دارد، فردی که در پایان سال های جوانی و نزدیک به میانسالی بسر می برد، زندگی را به شــــکلی دیگر نگاه می کند. همین تـــفاوت در نگاه و حتی در نیازهای این دو نفر می تواند اختلافاتی را میان شان ایجاد کند.

شاید با وجود علاقه ای که از آن حرف می زنید، دنیای متفاوت شما باعث شدت گرفتن اختلافات تان باشد و هیچ کدام تان برای بیشتر شدن بحث ها و فاصله میان تان واقعا مقصر نباشید. شاید اگر در 30 سالگی این زندگی مشترک را آغاز می کردید، تنش های کمتری را تجربه می کردید یا در صورت زیاد بودن اختلاف نظرها، زودتر به فکر قطع رابطه می افتادید. شـــما در سنی که هیجانات تان در اوج است وارد این رابطه شده اید و به همین دلیل درحالی که خودتان ااز مشکلات تان آگاهید در برابر ندای مــــنطق مقاومت مــــی کنید و حاضر به ترک این رابطه نمی شوید.

از یک سو منطق تان می گوید رابطه باید قطع شود اما از سوی دیگر عواطف، شما را به ادامه دادن وادار می کند. اما واقعیت این است که منطق رابطه زندگی را به پیش می برد و در گذشت سال ها، عواطف کمرنگ و کمرنگ تر مـــی شوند. پس سعــــی کنید رابطه تان را روی ستون های ناپایدار هیجان ها و احساساتی که حالا از نظرتان مهار ناپذیرند نســـــازید و به دنبال دلایلی منطقی برای ماندن در ااین رابطه یا خارج شدن از آن باشید.


با هم ااز چه حرف می زنید؟

گفتیم که بزرگ تر بودن مرد از زن ااحتمال موفقیت در زندگی راا بیشـــتر می کند اما ااین اختلاف سنی نباید تا آنــجا پیش رود که شکافی میان این دو ایجاد کند. روانشناسان معتقدند زن و شوهر نباید یک دوره تحولی کامل با هم فاصـــله داشته باشند.

برای مثال زن نباید در آخر جوانی یا سال های آخر نوجوانی باشد و مرد در ســـال های آخر جــــوانی یا اوایل میانسالی بسر ببرد.

در چنین شرایطی نگاه دو طرف به رابطه و اانتظارات شان از آن بسیار متفاوت خواهـــد بود و این تفاوت ها مایه اخــــتلافات و تنش ها در زندگی مشترک خواهد شد. تفاوت دوره زندگی، حتی خاطرات و نیازهای آدم ها را متفاوت كرده و زوجــــی که بیش از یک دهه با هم اختلاف سنــــی دارند را درگیر تنش می کند.

عشق ساختنی ااست نه پیدا کردنی

عشق واقعی رسیدن به این احساس خوشایند ااست که من پاسخ نیازهایم را در این رابطه گرفته ام. در این شرایط فرد می تواند برای ماندنش در زندگی مشترک دلایلی بیاورد، برای مثال بگوید توجهش به من زیاد است چون به موقع به خـــانه می آید، به من احـــــترام می گذارد چون مرا با اشتیاق و کلمات مناسب به دیگران معرفی می کند و...

اگر احساس می کنید در این رابطه به آنچه به دنبالش بوده اید رسیده اید و برای ادامه دادن می توانید دلایلی منطقی را فهرست کنید، می توانید به آینده و ازدواج تان امیدوار باشید. اما هرگز نگویید با وجود همه تلخی ها و مشکلات دوستش دارم. احساس دوست داشتن قرار است به زندگی شما رنگ تازه ای دهد، نه اینکه زندگی را به کام تان تلخ تر کند.

چرا اینقدر درد می کشید؟

جدا شدن از یک رابطه بیمار آسان نیســــت اما اگر درد بی اندازه ای که این جدایی در شما ایجاد می کند دلیل ماندن تان است باید موضوع را با دقت بیشتری بررسی کنید.

باید ببینید چراا جدا شدن برای تان اینقدر دردناک است و چراا نمی توانید از مرحله ااول رابطه که همان احساس شدید خوش آمدن است کنده شوید. شاید ویژگی های شخصی شما و زندگی گذشته تان در این زمیـــنه تاثیرگذار باشد. اما طولانی شدن رابطه هم می تواند کار را برای تان مشکل کند. یک رابطه از نقطه صفر تا زمان ازدواج بهتر اســـت حداکثر یک تا یک و نیم سال طول بکشد. تجربه نشان می دهد اگر دو طرف یک رابطه بعد از گذشت سال ها به نتیجه ای برای آینده رابطه نرســـند، ارتباط شان وارد چرخـــه معکوسی می شود و نه تنها مشکلات میان آنها را بیشتر می کند بلکه توان شان برای مقابله با این مشکلات یا خارج شدن از رابطه را هم پاییـــن می آورد.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 400
  • کل نظرات : 49
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 124
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 51
  • بازدید امروز : 71
  • باردید دیروز : 88
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 56
  • بازدید هفته : 754
  • بازدید ماه : 977
  • بازدید سال : 30,559
  • بازدید کلی : 369,344